أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

324

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

و گروهى را از پشت زمين به شكم زمين رساند . آنگه روز قيامت همه پيش وى مجتمع شوند . آورده‌اند كه : بعضى از امرا وزير خود را ازين آيت پرسيد او ندانست كه چه گويد ؛ گفت : اى امير مرا يك روز مهلت ده ؛ گفت : دادم ، وزير به خانه آمد دلتنگ ؛ در ميان غلامان وى غلامى بود سياه ، گفت : يا مولاى چرا دلتنگى ؟ - بانگ بر وى زد گفت : ترا با اين چيست ؟ - گفت : بگوى باشد كه خداى تعالى اين فرج

--> أصحاب ما آن كتاب را از امام سعيد عماد الدّين أبو محمّد الحسن الاسترآبادى نوّر اللّه قبره استماع كرده‌اند كه او از پسر قدامه سماع دارد و پسر قدامه از مرتضى علم الهدى رضى اللّه عنه » ؛ بنابراين حاجت بتصريح باسم سيّد ( ره ) نبوده است چنان كه اين مطلب را مبسوطا در مقدّمه بعنوان تمهيد عذر براى مصنّف اين تفسير « جلاء الاذهان » يعنى ابو المحاسن جرجانى ( ره ) ياد كرديم كه وى به همين جهت نام ابو الفتوح ( ره ) را نبرده است با آنكه تفسير وى ملخّص تفسير ابو الفتوح ( ره ) بوده است ( رجوع شود بص 15 - ب‌ه مقدّمه كه در آغاز جلد اوّل است ) و اگر درست تعمّق شود تنها اين مورد نيست كه ابو الفتوح ( ره ) مطالب علم الهدى ( ره ) را گرفته و در تفسير خود آورده و بسيّد ( ره ) نسبت نداده است بلكه فراوان در فراوان است بلكه مىتوان گفت كه غالب مطالب تحقيقى و مبانى كلامى و ادبى تفسير ابو الفتوح ( ره ) مأخوذ از غرر و درر سيّد ( ره ) بوده است و در بعضى موارد بر حسب اقتضا به همين مطلب مختصر اشاره كرده‌ايم كه از آن جمله است مبحث عالم ذرّ از تفسير سورهء اعراف ( رجوع شود بمجلّد سوم ص 281 ) و از بعضى موارد تصريح ابو الفتوح ( ره ) بنام سيّد به خوبى برمىآيد كه وى متابعت خود را از سيّد يكى از مبانى افتخارات و ابتهاجات خود مىدانسته است و هو كذلك ؛ زيرا مقام سيّد و استادش مفيد ( ره ) در ميان علماى شيعه بسيار شامخ است و مىتوان گفت كه در غالب مطالب كلامى و تفسيرى و ادبى و امثال اين مقام ايشان مقام استادى و مقام ساير علما مقام شاگردى است پس سرّ عدم تصريح ابو الفتوح ( ره ) بنام سيّد علم الهدى ( ره ) در مقام نقل كلماتش اين بوده است و بس ؛ و السّلام على من اتّبع الهدى . طبرسى ( ره ) نيز در مجمع البيان در سورهء مباركهء [ الرحمن ] بعد از ذكر آيهء ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * گفته : « فأما الوجه لتكرار هذه الآية فى هذه السورة فانّما هو التقرير بالنعم المعدودة و التأكيد فى التذكير بها كلّها فكلّما ذكر سبحانه نعمة أنعم بها قرّر عليها و وبّخ على التكذيب بها » ( آنگاه عبارت علم الهدى ( ره ) را بدون نسبت بوى تا آخر يعنى تا « و هذا هو الجواب بعينه عن التكرار لقوله : [ فَوَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ ] * فى سورة المرسلات » نقل كرده است ) . و جواب از اين كار وى همانا جواب از كار ابو الفتوح ( ره ) است بعينه ؛ فتفطّن .